|
خدايا سه عشق مي خواهم: + نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 4:43 بعد از ظهر توسط `¤.`¤. آدین .¤´.¤´ |
(( بنام شقايق هاي وحشي و گلهاي اسير گلدان )) + نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 4:19 بعد از ظهر توسط `¤.`¤. آدین .¤´.¤´ |
کاش مي شد عشق را تفسير کرد
خواب چشمان تو را تعبير کرد کاش مي شد همچون گلها ساده بود سادگي را با تو عالم گير کرد کاش ميشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمير کرد کاش ميشد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تکثير کرد If it should happen that your dreams Are shattered Don’t be afraid Have the courage to pick the pieces And smile at the world For dreams that are easily shattered Can just as easily be rebuilt اگر روياهايت در هم شكستند نگران نباش جرات داشته باش،تكه ها را بردار و به دنيا لبخند بزن چون روياهايي كه به اين راحتي شكستند مي شود به همان راحتي انها را از نو ساخت من از بي تو بودن به ياد تو زيستن و تنها از خاطرات گذشته تغذيه کردن مي ترسم. اي بهار زندگي ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگيست اکنون که باهايم توان راه رفتن ندارد برگرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم آغوش گرمت را به سويم بگشا باز هم شانه هايت را مرحمي برايم قرار بده. بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. اين را بدان که با آمدنت غم براي هميشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به اميد ديدار تو زنده ام + نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 3:52 بعد از ظهر توسط `¤.`¤. آدین .¤´.¤´ |
شايد اگر دايم بودي کنارم ، يه روز ميديدم که دوست ندارم + نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 3:47 بعد از ظهر توسط `¤.`¤. آدین .¤´.¤´ |
ميدونم برات عجيبه پس از ديدار تو همواره شادمان بوده ام ولي دائم در نگراني نگران اينکه شايد از من نا اميد شوي نگران اينکه دوستي مان به پايان برسد نگران اينکه شايد از بودن با من شاد نباشي نگران اينکه شايد براي تو اتفاقي بيفتد عاشق تو شده ام وشايد نگراني فراوان من به خاطر عشق من به توست I love you so much Since I met you I havebeen so happy Except that I find Myself worrying all the time Worrying that I might disappoint you Worrying that our relationship might end Worrying that you might not be happy Worrying that something might happen to you I have fallen in love with you And I guess I worry so much Because I care about you so much نمي خواهم نمي خواهم تورا عوض کنم خود تو بسيار بهتر از من مي داني چه به صلاح توست..... نمي خواهم تو نيز مرا عوض کني از تو مي خواهم من را همان گونه که هستم بپذيري و به من احترام بگذاري اين چنين مي توانيم پيوندي استوار با ريشه در واقعيت و نه در رويا بنا نهيم I do not want I do not want to change you you know whatis best for you Much better than me I do not want you to change me Iwant you to accept me and respect me The way i am In this way we can build Astrong relationship Based on relity rather than a dream + نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 3:45 بعد از ظهر توسط `¤.`¤. آدین .¤´.¤´ |
این بار ميخوام يه حقيقت تلخ رو بهتون بگم ، خوب توجه کنید يه نفر خوابش مياد و واسه خواب جا نداره ، يه نفر يه لقمه نون برای فردا نداره يه نفر مي ارزه امضاش به هزارتا عالم ، اما يکي بعد از عمري رنج و زحمت امضا نداره بعضي قلبها دنيايي واسه خودش داره ، يه چيزايي توش داره که توي دنيا نداره ، هميشه تو دنيا کلي فرق بين آدمها ، اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره یه نفر تمامم روزاش پر زا رنج و سختیه ، هیج روزیش فرقی با روزای مبادا نداره + نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 3:39 بعد از ظهر توسط `¤.`¤. آدین .¤´.¤´ |
شقایق گفت با خنده : نه بیمارم، نه تبدارم می گفت + نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387 2:7 بعد از ظهر توسط `¤.`¤. آدین .¤´.¤´ |
همیشه می گفتم علاقه ام یک طرفست!!! چراااااااااااااااااااااااااااااا عشقم رو آشکار کردم؟ کاش برای همیشه تو دلم نگه میداشتمش. آیا منظورت این بود؟ اگه آره برو به عشقت برس برات از صمیم قلب آرزوی خوشبختی میکنم. کاش میشد این عشق کهنه رو از قلب عاشقم پاک کنم و بگم: کاش.......! + نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387 4:33 بعد از ظهر توسط `¤.`¤. آدین .¤´.¤´ |
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387 12:2 بعد از ظهر توسط `¤.`¤. آدین .¤´.¤´ |
|
| ||||||